بهشت مادران و دوستای نی نی نازمون
پنجشنبه گذشته دوستای شهریوریمون یه قرار دوستانه تو بهشت مادران گذشتند؛ اما من یک عدد مامان، چون از قبل می خواستم برم استخر و البته که بابا محسن یه قرار کاری داشت و اصلا به هیچ عنوان نمی تونست اون قرار رو کنسل کنه از قبل اعلام کردیم که نمی تونیم بریم با اینکه دلمون خیلی خیلی می خواست دوست جونیامونو دوباره ببینیم. در نتیجه صبح ساعت هفت و نیم شما رو گذاشتم پیش بابایی و در حالی که دوتایی تون در خواب ناز بودید رفتم استخر، تا ده و نیم خودمو رسوندم خونه تا بابایی به قرار ساعت یازدهش برسه. اممممممممممممممممممممممما بابایی مهربون کاراشو زودی کرد و تا سه خونه بود مام فوری حاضر شدیم و با عمه جون راهی بهشت مادران شدیم. از شانس بدمون تونل نی...
نویسنده :
سمان مامان ارغوان
12:34










